جمعه 1 آذر 1392برچسب:, :: 12:36 :: نويسنده : minoo
دختر عموم تعریف میکرد
رفتیم خونه مادربزرگ همسرم یک کمی مریض بود.
من: مادر جون انشاالله زود زود خوب میشید.
مادر جون: نه مادر من دیگه آفتاب لب بومم.امروز و فردا باید برم.
من:نگید تو رو خدا این چه حرفیه؟انشاالله 100 سال زنده باشید.
همسرم در گوش من:مادر جون الان 104 سالشه.اینی که تو میگی یعنی باید 4 سال پیش میمرده.
:|
نظرات شما عزیزان:
خخخخخ چه بد ضایع شد
![]()
خخخخخ
![]() ![]()
![]() |